صفحه اصلی | درباره فاوا| آگهی | ارتباط با فاوا

مراحل انجام یک پروژه نرم افزاری!

* وقتی کاری یا پروژه ای به من سپرده میشه چند مرحله داره:
۱- استرس و غر زدن درباره حجم کار و اینکه جدید هست و تنهایی باید انجامش بدم و نیاز به جستجو داره و نظایر اون
۲- هیچ کاری نکردن و ادامه غر زنی :دی
۳- نزدیکیهای تحویل پروژه که میشه تازه میشینم شروع به سرچ کردن درباره کار و تحقیق درباره ابزارهایی که میتونم استفاده کنم و نظایر اون
۴- غر زدن درباره اینکه چرا خیلی از این ابزارها رو نمی شناسم و کی بفهمم و اینا؟
۵- نزدیکتر به پایان پروژه که بشینه تازه میشینم بالاخره شروع به کار می کنم
۶- وقتی تا حدودی کار دستم میاد و به قول معروف بهش فائق میشم و دیگه می فهمم باید چیکار کنم و مطمئن میشم که طبق زمانبندی میتونم تمومش کنم، ولش میکنم و شروع به ولگردی
۷- دد لاین فرا میرسه و غرهای من درباره اینکه زمان کمه و پروژه حجیم شروع میشه
۸- بالاخره ولگردی و غرزنی رو ول میکنم و طبق معمول شب امتحانی تا صبح بیدار میشینم و پروژه رو تموم می کنم
۹- غر زدن ها درباره اینکه باید بشینم گزارش کار بنویسم و ای وای چقدر گزارش کار سختتر از پروژه کار کردنه شروع میشه
۱۰- طبق معمول یکی دو روز اضافه میگیرم ولی هیچکاری نمیکنم
۱۱- دقیقا شب آخری که وقت اضافه گرفتم تا صبح میشینم و گزارش کار رو تموم میکنم!!

* یکی از بزرگترین مشکلات حرفه ای من (سوای از وقت تلف کنی و سیستم ثابت شب امتحانی در تمام دوران زندگیم!!) اینه که بلد نیستم به قول معروف اوت سورس کنم! یعنی چطور بگم استفاده و بکارگیری از Third party ها خودش یک هنره که من ندارم. یعنی ترجیح میدم همه بخشها رو خودم انجام بدم. برای مثال یادمه یه بار یکی از همکاران میگفت گزارشهاشو میده تایپیست مرکز براش تایپ کنه. یه بار سعی کردم روی کاغذ بنویسم و آخرش دیدم اصلا نمیشه. اونقدر کامنت اینور و اونور کاغذ گذاشتم که بعدش گفتم بابا چکاریه. دیگه تایپ کردن که مشکلی نیست!

* پانوشت: وقتی این پست رو نوشتم و داشتم مرورش میکردم چشمم به پستهای مرتبط افتاد و این پست گزارش نویسی یا شکن.جه رو باز کردم و در کمال تعجب دیدم فیلت.ره. حدس زدم که احتمالا باید به خاطر به کارگیری معادل کلمه شک.نجه در زبان انگلیسی باشه. جل الخالق!


(منبع : وبلاگ زهرا)

 
28 بهمن 1388 9:39 بعدازظهر